رضا قليخان هدايت
1397
مجمع الفصحاء ( فارسي )
و له ايضا نقطهء فصل ربيعى ز انقلاب آمد پديد * در بره از برج ماهى آفتاب آمد پديد ربع مسكون گشت چون ربع سطرلاب از نقوش * تا ز احكام منجّم فتح باب آمد پديد هركجا باريد ژاله لاله باليد از زمين * هركجا خاك و سراب آب و شراب آمد پديد اى عجب كز فندق سيمين ژاله بشكند * شيشهء شامى كه بر آب از حباب آمد پديد تا كه بنشاند غبار از روى ميدان هوا * آب از خرطوم پيلان سحاب آمد پديد از صبا بر جام مل برگ گل لعل اوفتاد * وز هوا در گوش گل درّ خوشاب آمد پديد كرده باز از ناز نرگس چشم گويى در بهشت * قاصرات الطرف اتراب از تراب آمد پديد بر لب آهو و بر ابروى تيهو در جبال * از فروغ لاله و سبزه خضاب آمد پديد هفترنگست از حيا قوس قزح تا فوق او * طاق ايوان شه مالك رقاب آمد پديد و له ايضا اى عيد نيكوان چه نهى در كنار عود * آن به كزين ميانه نهى بر كنار عود در خواب مىكند دم عودت مرا كه يافت * خوش در كنار خاصيت كو كنار عود با عود ساز خوشتر از عود سوختن * بردار عودسوز و بساز اى نگار عود بار غم است بر دل تنگم رهى بساز * تا كم كند مرا ز دلتنگ بار عود